على محمدى خراسانى
48
شرح رسائل (فارسى)
آنگاه از مجموعهء پنج جواب مرحوم شيخ جواب اول هم بر مبناى اقتناعى بودن و هم الزامى بودن داده شد و جواب دوّم بر مبناى اقتناعى بودن است و سه جواب باقيمانده بر مبناى الزامى بودن است با عنايت به اين نكته مىگوئيم : قبول داريم كه ما مسلمانها نيز همانند شما يهوديان و مسيحيان نسبت به نبوت موسى و عيسى يقين داريم و جازم هستيم . امّا اين جزم براى ما از چه راهى حاصل شده ؟ آيا از راه حكم عقل مستقل ؟ يا از راه مشاهده ؟ يا از راه خبر واحد ؟ يا از راه خبر متواتر ؟ يا از راه نص قرآن ما و اخبار نبىّ ما ؟ امّا اوّلى : در اينگونه موارد عقل هيچ عاقلى مستقل نيست كه حتما فلان بن فلان پيامبر است مگر از وى معجزاتى ببينند كه ما نديدهايم . و امّا دوّمى : فرض اينست كه ما در آن عصر نبوديم تا كرامات و معجزات موسوى و عيسوى را به چشم ديده و بدان باور پيدا كنيم بلكه آنچه از معجزات آنها مىدانيم به نقل قرآن است . و امّا سومى : خبر واحد حد اكثر گمان مىآورد و يقين و جزمآور نيست . و امّا چهارمى : خبر متواتر اگر داراى وسائط و طبقات شد بايد در جميع طبقات به حدّ تواتر برسد و مسئله اخبار به نبوت موسى در مقطعى از زمان يعنى در زمان بختنصّر كه يهوديان را قلع و قمع كرد از حدّ تواتر افتاده چنان كه اين مطلب را در شرح كشف المراد در اواخر مبحث نبوت آوردهام . بنابراين هيچ طريقى براى جزم به نبوت موسى و عيسى نداريم جز از راه نص قرآن و اخبار پيامبر اسلام و اگر اين مطلب را پذيرفتيم ديگر معنا و مفهومى براى استصحاب باقى نمىماند زيرا كه يقين به مستصحب بر يقين به حقانيت شريعت اسلام متوقف خواهد بود و با قبول اين مجالى براى استصحاب آن نيست .